خرید بک لینک

اونقدر حرف دارم واسه گفتن که نمیدونم از کجا شروع کنم تا به کجا برسم ! اینکه من در موردت اشتباه کردم چیزیه که بیشتر از هر چیزی اذیتم میکنه. ... خودت بهتر از هر کسی میدونی که چقدر دوستت دارم اما با وجود این دونستنت باز هم اذیتم میکنی نمیدونم واقعا چرا! شاید همش تقصیر خودمه من نباید کاری میکردم که تو متوجه عمق علاقه من به خودت بشی حتما پیش خودت فکر میکنی هر کاری بکنی من دست از سرت برنمیدارم و یا هر چقدر بهم بی محلی کنی من بیشتر سراغت میام ... البته حق داری تا بوده همین بوده ! اما شاید یه وقتی پیش بیاد که دیگه منم موضعم رو عوض کنم هر چند به میل باطنیم نباشه اما اگه اینطوری پیش بره مطمئن باش این اتفاق میافته روزی میرسه که پا میزارم روی تمام احساساتم تمام عاطفه هایم تمام عشقم تمام دلخواسته هایم و فراموش میکنم کی بودم و چی از دنیام میخواستم سنگ میشم یه سنگ واقعی .... کاش از این به بعد اینطوری پیش نره و تو یکم محبتت گل بکنه.... بشی همون آقایی خودم .... من دلم برای تویی تنگ شده که خودت بودی نه برای کسی که این روزها باهاش مواجهم. .. چقدر سرد و بی احساس شدی و من چقدر تنهاتر شدم لعنت به این اوضاع وخیم ... تا کی میتونم این شرایط رو تحمل کنم خدا میدونه !

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:22

صفحه بندی