خرید بک لینک
گاهی باید به شخصیت بعضی از آدمها بیشتر فکر کرد بعضی ها ذاتا مهربانند و بعضی ها ذاتا خبیث! بعضی ها ساده اند و بعضی ها پیچیده ! من تو زندگیم دیده ام که بعضی ها به مرور زمان تغییر میکنند دیده ام که وقتی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 9:02

قول میدهم قول میدهم چیزی که از آن ِ من و تو باشد دوباره باز میگردد ! خنده ها ؛ شادی ها ؛ حتی زخم های دیرینه ات اگر خوب نشوند؛ التیام می یابند، و تو با لذتی که نمیدانی ، جای خراشیدگی هایش را میخارانی! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 9:02

همیشه که تکرار نمیتونه لذت بخش باشه بیشتر وقتها تکرار آزار دهنده ترینه! گاهی وقتها میگم بالاخره تموم میشه دیر یا زود اما تموم میشه ! مگه میشه یه آغازی فقط تکرار داشته باشه و پایان نگیره ؟ نه .... چرخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 9:02

کاش پاک کردن و حذف کردن خیلی راحت بود ... اینکه دکمه حذف رو بتونی فشار بدی خیلی هنره! هنری که بعضی ها ماهرانه صاحبش هستند ... کاری که من هیچ وقت درش مهارت پیدا نمیکنم بنظرم سختترین کار دنیاست ! وقتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 9:02

دلم یه نوشتن سنگین میخواد از همون هایی که بی برو برگشت نظر پشت نظر براش میزارند ... از همون هایی که هیچ رهگذری نمیتونه بی عکس العمل رد بشه ! دلم میخواد بار سنگینی که رو قلبم سنگینی میکنه رو تو این صفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 9:02

انشایم که تمام شد

معلم با خط کش چوبیش زد پشت دستم و

گفت : جمله هایت زیباست .

گفتم پس چرا میزنید ؟

معلم پوزخند تلخی زد و گفت :

میزنم تا یادت بماند

خوب نوشتن و زیبا فکر کردن تاوان دارد .

" احمد شاملو "

اما من میگویم خوب نوشتن تاوان دارد زیبا فکر کردن تاوان دارد اصلا همه کارهایی که خوبند تاوان دارد همونطور که یه مدت حس خوب داشتن هم تاوان دارد تاوانش یه عمر غم و غصه خوردنه! !

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 9:02

چقدر روزها قدر یک چشم بهم زدن به هم نزدیکند ! و حاصل این کنار هم بودن گذر عمر است عمری که گاهی به خوشی و زیادی به ناخوشی میگذرد ... اتفاقات خوب و بد آنقدر نزدیک به هم میافتند که نمیتوان گفت امروز خوش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 9:02

پا پی همه اتفاقات زندگی ؛ انچه که در نظر خالصانه و بی ریا میآید حس درونیست که از همه بیشتر خود به آن آگاهیم .... میدانیم چقدر خالصیم؛چقدر پر از هیجانیم؛ چقدر پر از محبتیم! درون این درون وانفسا هر حاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 0:14

تو دنیایی که هزار دستان برای سلب آرامشت هزار دست بر زندگیت میبرند تو ناچار از این بی چاره گی باید زبان کوتاه کنی تا نکند دلی ازرده شود .... گویا دنیا برای من؛ دارِ سکوت است ؛ دار نگاه های طعنه آمیز کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 0:14

ما از آن پاک دلانیم که زکس کینه نداریمیک شهر پر از دشمن و یک دوست نداریمما چون زدری پای کشیدیم کشیدیمامید ز هرکس که بریدیم ،بریدیمدل نیست کبوتر که چو برخاست نشینداز گوشه بامی که پریدیم، پریدیمرم دادن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 0:14

و من امروز کمی گیج و کمی حالم پریشان است نمیدانم بگویم یا نگویم کمی انگار ترسناکم کمی چشمانم تیره میبینندکمی گوشم به سنگینی نمیداند که آیا خوب میفهمد و یا از آنچه از پرده برون تابید؛حق بود یا ناحق!اینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 0:14

من دنیا رو به بازی گرفته ام ...اگر قرار است تو دنیایی زندگی کنم که تمام کائنات و هر آنچه در اوست از شادی به من سهمی ندهند باید با این تضاد در جنگ باشم ... من زیبای مطلقم و توانای بی چون و چرا ... اگر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 0:14

یکی از بزرگان هند عشق را چنین توصیف می کند: اوشو:عشق ورزیدن به معنای واقعی کلمه، تجربـــه ای شاهانه است، چون همچون یک امپراتور رفتار می کنید.تمنای عشق تجربه ای گدایانه است. هرگز همچون یک گدا نباشید، هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 0:14

کنگر زهتاب عاشق شدی باید عاشقی کنی عاشقی درد داره زخم داره خنج هم داره ... یه مدت که میگذره باید به کنگر زهتاب گفت نوش جونت هر چی درد کشیدی؛ هر چی زخم برداشتی! حالا نوبت فراموش کردنه آخر و عاقبت همهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 0:14

عجب سیاهی ظلمانی بر این خاک نشسته ... خاک که میگویم فقط خاک زیر پای من نیست خاک زمینی است که همگی بر آن پا مینهیم همگی از گرمایش گاهی لذت میبریم و گاهی آنقدر میسوزیم که تا ته استخوانمان درد میجهد! ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین رحیمی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 0:14

صفحه بندی